فیلم های سینمایی به طور کلی به دو گروه تقسیم می شوند.یکی فیلم های سینمایی منتقد پسند و دیگری فیلم های سینمایی پر فروش.فیلم های امروزه بیشترجزوء گروه پر فروش می باشند.صنعت فیلم سازی در امروزه رو به ساختن فیلم هایی که فقط بتواند رضایت بیننده را جلب کند آورده است و کارگردانان فقط و فقط به مبلغ فروش فیلم خود توجه می کنند به طوری که فیلم های منتقد پسند کمتر در امروزه دیده می شود.در واقع کارگردانان فیلم های امروزی با ایجاد صحنه های اکشن موجب فروش فیلم های خود می شوند و به مسائلی چون موسیقی-فیلمنامه-بار آمورنده ی فیلم و نظر منتقدان فیلم و .......توجه نمی کنند ولی در گذشته این مساله درست برعکس بوده است.در فیلم های گذشته به فیلم نامه و موسیقی توجه بسیاری می کردند و کارگردانان فیلم های گذشته بر خلاف کارگردانان امروزی فقط به خاطر در آوردن پول فیلم نمی ساختند.به یک عنوان اشاره می کنیم. God Father یکی از شاهکارهای دنیای سینما است و همچنان هم طرفداران خاص خودش را دارد .این فیلم یکی از معدود عنوانهایی است که هم جزوء گروه منتقد پسند بود و هم جزوء گروه پر فروش گر چه فیلم های آن زمان از نظر فروش با فیلم های امروزه قابل مقاسیه نیستند زیرا در امروزه طرفداران فیلم به طرز محسوسی اقزایش یافته است.داستان زندگی یک گروه مافیایی را نشان می دهد که با مخالفان خود در گیر می شود و ....... نقش اول این فیلم را مارلون براندو ستاره ی نام آشنای سینما و یک اسطوره ی فراموش نشدنی سینما ایفا می کند و همچنین آل پاچینو در نقش مایکل پسر دون ویتو کورلئونه(Don Vito Corleone)می باشد.همچنین فیلم از یک موسیقی بی نظیر بهره برده که کاملا مربوط به داستان فیلم می باشد.موسیفی فیلم در ابتدا حالت غمگین و ناراحت کننده ای به خود می گیرد زیرا دون ویتو کشته می شود ولی موسیقی در ادامه بسیار شاد می شود زیرا مایکل تمام دشمنان پدر خود را نابود می کند. فیلم پدر خوانده یک عنوان بی نظیری بود که مطمئنا هیچ فیلمی مانند آن دیگر نخواهد آمد ولی امیدوارم سینمای امروزی رو به ساختن فیلم های منتقد پسند بیاورد. فیلم شماره ی دو و سه آن هم زیبا و جالب است اما فیلم شماره ی اول آن چیز دیگری است!
سلام!!پس از مدتها دوباره در خدمت شما هستم و خیلی خوشحالم.می دانم.بعد از تابستان وبلاگ ما آن رونق همیشگی خود را از دست داد.همین مساله و حرارت و شوق به کار من و دیگر دوستان را از بین برد و در نتیجه وبلاگ عملا تعطیل شد.ولی حالا به طرز عجیبی شوق و اشتیاق به کار در وبلاگ دوباره در من و دوستان ایجاد شد و به فکر متحول کردن وبلاگ افتادم.حالا هم دنبال کارهای وبلاگ هستم و در چند روز آینده وبلاگ آن وضعیت گذشته اش را پیدا خواهد کرد.به شما قول می دهم!!!!
نقد بازی Gears of War
مایکروسافت پس از عرضه ی XBOX360 به دنبال بازی می گشت که بتواند ویژگی های سخن افزاری این کنسول را به خوبی نشان دهد و این شرکت Epic سازنده ی سری بازیهای Unreal tournament بود که این کار را انجام داد .
داستان بازی :
داستان بازی در سیاره ای به نام سرا اتفاق می افتد جایی که منبع انرژی جدیدی کشف شده و سیاره های مختلف بر سر آن با هم می جنگند ولی ناگهان این انرژی غیر قابل کنترل شده و سیاره را نابود می کند و فقط عده ی کمی از انسانها زنده می مانند و موجوداتی هیولا مانند هم پدید می آیند و سیاره را تسخیر می کنند . از سایر سیاره ها ارتشی با نام Gears برای تحقیق به سمت این سیاره می روند .تیم اول یا آلفا دچار سرنوشت نامعلومی می شوند و اینک شما و عده ای از هم تیمی هایتان برای روشن شدن اوضاع به این سیاره میروید.
گیم پلی :
گیم پلی بازی در ابتدا کمی خسته کننده است بخش تمرینی بازی به شدت مزخرف است ولی از زمانی که وارد بازی می شوید کم کم به بازی اعتیاد می یابید تا جایی که چندین ساعت بازی می کنید بدون آنکه متوجه گذشت زمان شوید . در بازی نوار جان (health bar) وجود ندارد بلکه اگر زیاد زخمی شوید دایره ای قرمز بر روی صفحه ایجاد می شود که اگر در مکانی امن پناه بگیرید آسیب دیدگی خود به خود ترمیم می یابد . اسلحه های موجود در بازی متنوع هستند . به طور مثال در بازی مسلسلی هست که اره برقی هم دارد و در نبرد های تن به تن می توانید با اره دشمن را به دو نیم تقسیم کنید و یا سلاح لیزری که انرژی شدیدی را بر روی دشمن متمرکز می کند (مانند سلاح لیزری ارتش آمریکا در بازی General ) و آنرا تکه تکه می کند این سلاح تنها سلاحی است که بر روی غول های بی شاخ و دم اثر میکند . ماشین سواری در شهری ویران ویا انداخت نور بر روی سر هم تیمی خود از نکات جالب بازی است
هوش مصنوعی :
حتما شما هم متوجه شباهت دشمنان این بازی با بازی معروف Evil شده اید اما باید بگویم که دشمنان این بازی هیچ شباهتی با زامبی ها ندارند . بلکه از هوش خیلی بالاتری برخوردارند . البته هوش مصنوعی دشمنان باهم متفاوت است . موجوداتی که از سقف آویزان می شوند که فقط کافی است اره برقی خود را روشن کنید تا آنها را دو قسمت کنید تا سربازان تنومندی که با مهارت سنگر می گیرند و البته غول دیوانه ای که فرار کرده و فقط می خواهد به شما برخورد کند و البته پس از برخورد تنها چیزی که از شما باقی می ماند چکمه هایتان است . هوش مصنوعی افراد تحت فرمانتان بسیار بالا است آنها با مهارت سنگر می گیرند و دشمنان را نابود می کنند و گاهی اوقات بدون دخالت شما همه ی دشمنان را نابود می کنند البته گاهی زخمی می شوند که شما باید به آنها کمک کنید البته گاهی اوقات کودن هم می شوند . علاوه بر این گروهی خفاش هم بعد از غروب آفتاب در آسمان ظاهر می شوند و هر کسی که در تاریکی باشد چه دشمن و چه از افراد گروه شما را تکه تکه می کنند . بنابراین باید همیشه خود را در روشنایی قرار دهید , البته دشمنان هم گاهی کودن می شوند و به مناطق تاریک میروند و در نتیجه تکه های بدنشان در زمین پراکنده می شود .
گرافیک
بهترین گرافیکی که من در طول زندگی خود بازی کرده ام در همین بازی بود جزئیات بسیار زیبا طراحی شده اند و محیط بسیار تاثیر پذیر است . اثر گلوله ها بر روی دیوار مشخص است و وسایلی همچون مبل یا کمد چوبی بر اثر برخورد گلوله سوراخ می شوند و کمکم از بین می روند . ساختمانها و تالار های بزرگ بسیار زیبا ساخته شده اند در هنگام باران از دیوار ها یا لوله ها آب می چکد و خیس بودن محیط کاملا معلوم است . خون افراد بسیار طبیعی کار شده و در صورت استفاده از اره بر روی صفحه خون می پاشد و اگر پایتان به جنازه یا تکه های بدن دشمن برخورد کند این تکه ها به گوشه ای شوت می شوند . جزئیات چهره ی خود شخصیت بازی , هم تیمی ها و دشمنان به خوبی قابل مشاهده است مثلا شکستگی گوش شخصیت بازی به خوبی طراحی شده.
کلام آخر :
این بازی به خوبی توان بالای XBOX 360 را نشان می دهد . اگر بخواهم در باره ی تمام جنبه های این بازی صحبت کنم روزها طول می کشد . بعد ها در باره ی این بازی توضیحات بیشتری خواهیم داد .
جدول امتیازات : ( از 10)
گرافیک :10 هوش مصنوعی :5/9 داستان : 8 کنترل : 10 جذابیت :10


سید جنیس، رییس آکادمی علوم و هنرهای تصویری با طنز درباره ایده دیالوگهای فیلم در پس زمینه پوستر میگوید: «چیزی که ما داریم عدم موفقیت در برقراری ارتباطهایمان است. ما آن را به شکل درشت میبینیم و با خودمان میگوییم "یک فکری توش هست" بله، این یکی زورش زیاد است»
او ادامه میدهد «اینها دیالوگهای فراموش نشدنیای هستند که در صحبتهای روزمره، ملاقاتها، مهمانیها یا قدمزنی در خیابان میشنوید. اینها آرام به افکار ما وارد شدهاند و راه مختصرتری برای بیان حسهایمان ایجاد کردهاند. اگر یک تصویر ارزش هزاران کلمه را داشته باشد در عوض هر یک از این دیالوگها حداقل ارزش 500 کلمه را دارند.»
به گزارش سایت سینمای ما جنیس ادامه میدهد : «طراحان ابتدا فقط میخواستند دیالوگهایی از فیلمهای اسکاری را بگذارند اما بعدها این ایده را به فیلمهای نامزد اسکار گسترش دادند.» با این وجود همه دیالوگها بجز یکی از فیلمهای نامزد جایزه اسکار از سال 1936 تا 2005 انتخاب شده است.
جنیس درباره دیالوگ مشهور پدرخوانده میگوید: «و یقینا ما باید احتمالا پرکاربردترین دیالوگ یک فیلم را اضافه میکردیم "میخوام پیشنهادی بهش بکنم که نتونه رد کنه"»
طراحی و اجرای پوستر توسط آژانس تبلیغاتی لوسآنجلس TBWA Chiat-Day انجام شده و عکاس مجسمه اسکار آلبرت واتسون بودهاست. پوستر روی کاغذ بسیار مرغوب قابل بازگشت به طبیعت و در ابعاد 27 در 40 چاپ شده است و دارای زمینهای سیاه و دیالوگهای فیلم به رنگ طلایی متالیک است که فونت هر دیالوگ با حال و هوای فیلم منطبق شده است.
جنیس میگوید: «آکادمی قصد دارد پوسترها را برای نویسندگان زنده این دیالوگها بفرستد. این راه خوبی برای تشکر کردن از آنها است.»
نزدیک 65000 پوستر در تمام دنیا پخش خواهد شد و از طریق وب سایت آکادمی هم قابل خریداری خواهد بود. نامزدهای کسب جوایز 79مین دوره مراسم اسکار در 23 ژانویه سال آینده معرفی شده و مراسم اعلام برندگان نهایی در جشن باشکوهی در کداک تیتر در25 فوریه برگزار خواهد شد.
دیالوگهای خاطرهانگیزی که روی پوستر نوشته شده است عبارتند از:
نمیتونی ببینی که من تو رو داشته باشم؟ یه کم ویسکی بهم بده. (از زیگفیلد بزرگ- 1936)
بعضی وقتا اینقدر خوشگلی که دهنم قفل میشه. (از نمیتوانی این را با خودت ببری- 1938)
راستش عزیزم، من هیچ اهمیتی نمیدم. (از بر باد رفته- 1939)
میکشمت، خوشگل من، و همینطور سگت رو. (جادوگر شهر از-1939)
ازت میخوام که با من ازدواج کنی، تو کوچولوی احمق. (از ربکا-1940)
رزباد! (از همشهری کین- 1941)
یکی حواسش به توئه بچه. (کازابلانکا- 1943)
نه، زمین گلف چیزی بجز یک اتاق بیلیارد که اومده باشه بیرون نیست. (به راه خودم میروم- 1944)
یکی خیلی زیاده و هزار دونهاش کافی نیست. (تعطیلات از دست رفته- 1945)
من هیچی ندیدم. من باید تو خونه میموندم و میفهمیدم که داره واقعا چه اتفاقی میافته. (از بهترین سالهای زندگی ما- 1946)
تو چیز زیادی نمیخوای. تو فقط یه ماه میخوای... با یه کم جعفری! (از توافق آقایان- 1947)
سستی، نام تو زن است. (از هاملت- 1948)
تو یه جوری پولها رو دور میریزی که انگار پول هستن. (از تمام مردان شاه- 1949)
خیلی خوب آقای دمیل، من برای گرفتن کلوزآپم آمادهام. (از سانست بولوار- 1950)
استلا! (از اتوبوسی بهنام هوس- 1951)
خب، من چی هستم؟ من یه سرباز بدون درجهام. و اون طوری که اکثر شهروندان بهش نگاه میکنن، دو درجهای از هیچی بالاتره. (از از اینجا تا ابدیت- 1953)
من میتونستم کلاس داشته باشم، میتونستم برنده باشم، میتونستم یه کسی باشم، عوض یه مفتخور. چیزی که الآن هستم. (از در بارانداز- 1954)
یک انگلیسی قربان هیچوقت درباره شرطبندی شوخی نمیکنه. (از دور دنیا در هشتاد روز- 1956)
بازی نکردن و همهاش کار کردن از جک یک پسر خستهکننده ساخته. (از پل رود کوای- 1957)
این حماقت در کل تاریخ روابط بشری همتا ندارد. (از جی جی- 1958)
شما میتوانید جمجمه یک مرد را بشکنید. میتوانید او را دستگیر کنید. میتوانید او را درون سیاهچال بیاندازید. اما چطور میتوانید اتفاقاتی که در حال وقوع است را کنترل کنید؟ چطور میتوانید با یک فکر بجنگید. (از بن هور-1959)
وقتی که عاشق یه مرد زندار میشی، نباید خط ابرو بکشی. (از آپارتمان- 1960)
بیاین تو، بیاین تو! ما گازتون نمیگیریم- تا وقتی که میدونیم شما بهترین. (داستان وست ساید- 1961)
اسیر نگیرین! اسیر نگیرین! (از لارنس عربستان- 1962)
کاملا ثابت شده که مشروب زیاد آرزوهای یه مرد رو از بین میبره. حقیقتا توی یه مرد علاف این کارو میکنه. (از تام جونز- 1963)
آقایان، اینجا نمیتونین بجنگین. اینجا اتاق جنگه. (از دکتر استرنج لاو- 1964)
بچههای فونتراپ بازی نمیکنن. رژه میرن. (از آوای موسیقی- 1965)
کاش اون بطری خالی میبود جرج! تو نمیتونی جلوی یه مشروب خوب مقاومت کنی، و نه در مورد حقوقت. (از چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد- 1966)
اونا صدام میزنن «آقای تیبز» (از در گرمای شب- 1967)
چیزی که ما اینجا داریم، شکست تو ارتباطمونه. (لوک خوش دست- 1967)
درهای پوسته قرمز رو باز کن هال. (از 2001 یک ادیسه فضایی- 1968)
فکر میکنی به اندازه کافی دینامیت کار گذاشته بودی بوچ؟ (از بوچ کسیدی و ساندانس کید- 1969)
من دارم اینجا قدم میزنم! من دارم اینجا قدم میزنم! (از کابوی نیمه شب- 1969)
ما تموم مدت میخوایم کثافتو از توی اون با لگد بندازیم بیرون و میخوایم اونو ازش بیرون بیاریم بیرون مثل مدفوع از توی غاز! (از پاتون- 1970)
این دویل هستش. من روی یه غورباقه نشستم. (از ارتباط فرانسوی- 1971)
میخوام بهش پیشنهادی بکنم که نتونه رد کنه. (از پدرخوانده- 1972)
من عاشق وقتیام که مردا پوست میاندازن. (دیوارنوشتههای آمریکایی- 1973)
خب، اگه راستشو بخوای، یه کم دروغ گفتم. (از محله چینیها- 1974)
بندازش برای من رییس! من حرکت کردم! (از پرواز بر فراز آشیانه فاخته- 1975)
آتیکا! آتیکا! (از بعد از ظهر سگی- 1975)
من خیلی داغ کردم و نمیخوام دیگه این طوری باشم. (شبکه- 1976)
پولو دنبال کن. (از تمام مردان رییس جمهور- 1976)
فورس با این قدرتش زیاد میشه! (از جنگهای ستارهای- 1977)
استنلی، اینو دیدی؟ این همونه. این چیز دیگهای نیست. این همونه. از این به بعد، خودتی و خودت. (از شکارچی گوزن- 1978)
وحشت. وحشت. (از اینک آخرالزمان- 1979)
من یه حیوون نیستم. من یه آدمیزادم. من یه مردم. (از مرد فیلنما- 1980)
میخوای برقصی؟ یا میخوای فقط اداشو در بیاری؟ (از در دریاچه طلایی- 1981)
ای تی به خونه زنگ بزن. (از ای تی موجود ماورازمینی- 1982)
بهترین خلبانی که تا به حال دیدم کیه؟ خب، آآآآ، داری نگاش می کنی. (از کار درست- 1983)
باد در موها! انتها در قلم! (از دوران مهرورزی1983)
آیا بهش بیاعتنایی کردهام؟ آیا باهاش ازدواج کردهام؟ (از شرف خانواده پریتزی- 1985)
خفه شو! خفه شو و درد بکش! درد بکش! (از جوخه- 1986)
به هوش بیا! (از ماهزده- 1987)
حرص خوبه. (از والاستریت- 1987)
ده دقیقه تا واپنر. (از مرد بارانی- 1988)
اگه بسازیش، اون میاد. (از سرزمین رویاها- 1989)
اگه فراموش کنم که بهت بگم بعدا، امشب یک شب فوقالعاده دارم. (از زن زیبا- 1990)
صبح بخیر کلاریس. (از سکوت برهها- 1991)
تو نمیتونی حقیقت رو حس کنی. (چند مرد خوب- 1992)
حقیقت هلن همیشه جواب درسته. (از لیست شیندلر- 1993)
مامانم همیشه بهم میگفت زندگی مث یه جعبه شکلات میمونه. هیچوقت نمیدونی چی قراره گیرت بیاد. (از فارست گامپ- 1994)
پولو بهم نشون بده! (از جری مگوایر- 1996)
هر وقت سلام کنی منو داری. (از جری مگوایر- 1996)
من سلطان جهانم! (از تایتانیک- 1997)
تو کاری میکنی که من بخوام آدم بهتری باشم. (از بهترین شکل ممکن- 1997)
محرمانه، در QT، و خیلی Hush-Hush (سری) (از محرمانه لس آنجلس- 1997)
من یک مرده هستم و هیچ سودی هم ندارم. (از شکسپیر عاشق- 1998)
اون پوسترایی رو که نوشته بود «امروز اولین روز بقیه عمرتونه» رو یادت میآد؟ خب این برای همه روزها بجز یکیش صادقه. روزی که مردی. (از زیبایی آمریکایی- 1999)
اسم من گلادیاتوره. (از گلادیاتور- 2000)
فردو! (از ارباب حلقهها: رهروان حلقه- 2001)
زرق و برق قدیمی رو نشونشون بدین. (از شیکاگو-2002)
شما هیچوقت کل یه زندگی دور نمیاندازین مگر اینکه یه کم خراب شده باشه. (سیبیسکویت- 2003)
به من چرند نگو مرد. (از ری- 2004)
نه، اگه کسی مرلوت سفارش بده، من از اینجا میرم. (از راههای جانبی- 2004)
کاش می دونستم که چطور تو رو ترک کنم. (از کوهستان بروکبک- 2005)
منبع: www.jahan.cinemaema.com
می می خواهیم امروز در باره بازی Bullyبا شما صحبت کنیم.این بازی توسط شرکت مشهور Rockstar،یعنی سازنده ی معروف سری بازیهای GTAمی باشد.به طور قطع همه ی شما روزهایی را در مدرسه گذرانده اید.با معلمان و دوستان و فضای مدرسه به خوبی آشنا هستید.مدرسه برای بعضی از شما خاطرات خوش و برای بعضی از شما حاوی خاطرات تاخ و بدی بوده است.این بازی هم به همین گونه می باشد.یعنی شما در فضای مدرسه قرار دارید،یک دانش آموز را کنترل می کنید و......این بازی برای کنسول هایPS2-Xbox-X box360-PS3می باشد.Bully به معنای گردن کلفت می باشد.در چند سال پیش یک فیلم آمریکایی به همین سال ساخته شد که یک دانش آموز را که در مدرسه زور گویی می کند و همه را کتک می زند را نشان می داد.به همین خاطر اکران این فیلم در آمریکا ممنوع شد.حالا پس گذشت چند سال شرکتRockstarاقدام به ساخت یک بازی از روی یک فیلم کرده است که اتفاقا بازی جالبی می باشد. ابتدابه داستان بازی می پردازیم.نام شخصیت اول بازی جیمی هاپکینزJimmy Hopkinsپانزده ساله می باشد.مادرجیمی از پدر او جدا شده و با یک نفر دیگر ازدواج کرده است.جیمی اصلا از این موضوع خوشحال نیست.به همین خاطر مادر او برای خلاصی از دست جیمی او را به یک مدرسه ی شبانه روزی می فرستد.آن هم مدرسه ای که به خاطر کتک زدن دانش آموزان و خشونت ناظمان آن مشهور می باشد.بازی نیز از همین جا آغاز می شود.هنوز ترم جدید شروع نشده است و شما باید جیمی را برای ترم جدید آماده کنید.فضای مدرسه فوق العاده و بی نقص طراحی شده و حس مدرسه را به شما القا می کند.بعضی دانش آموزان در مدرسه زورگویی می کنند و ار دانش آموزان ضعیف تر پول می گیرند.ناظمان مدرسه فعال هستند و مرتب به دنبال دانش آموزان خاطی میروند،روابط بچه ها با یکدیگر همه ی چیزها عالی هستند.همچنین شما باید در کلاس های درسی نیز حضور پیدا کنید.در این کلاس ها که شامل شیمی-زبان-نقاشی-عکاسی و ورزش می شود می توانید تونایی های خود را تقویت کنید.به طور مثال با فتن به کلاس شیمی می توانید بمب های شیمیایی مختلفی بسازید و در مدرسه از آنها استفاده کنید. شما باید در ساعت خاصی سر کلاس حاضر شوید در غیر اینصورت ناظم شما را دستگیر خواهد کرد و به سر کلاس خواهد برد!!!برای همین یک ساعت در بالای صفحه وجود دارد که زمان رفتن به کلاس ها و خواب و دیگر چیزها را نشان می دهد.در ابتدای بازی شما اجازه ی رفتن به خارج از مدرسه را ندارید اما با جلو رفتن بازی شما می توانید وارد شهر هم شوید و برای مدتی خارج از مدرسه باشید.در صورت انجام این شیطنت ها ناظمان به سراغ شما می آیند به دنبال شما میدوند و شما به راحتی می توانید از دست آنها فرار کنید.یکی از نکات جالب بازی شیطنت هایی است که شما می توانید بکنید.به طور مثال آشغال موز را بر روی زمین و سر راه قرار می دهید و سپس مشاهده می کنید که یکی از دانش آموزان روز پوست موز قدم بر میدارد و به زمین می افتد!!!همچنین امکان دعوا کردن با دیگر افراد نیز وجود دارد.دعواها بسیار زیبا و طبیعی و به صورت مدرسه ای طراحی شده اند.ماموریت های بازی هم توسط دانش آموزان،معلمان،مدیر مدرسه،ناظمان و دیگر افراد به شما داده می شود.معمولا ماموریت ها را بعد از پایان کلاس ها دریافت خواهید کرد.مرحله ها و ماموریت ها بازی نیز بسیار متنوع و سرگرم کننده می باشند.به طور مثال شما از بچه های درس خوان پول می گیرید تا از آن ها محافظت کنید راه های زیادی برای پول در آوردن شما وجود دارد مانند کار کردن در مغازه ها و انجام ماموریت های جانبی که به صورت ضربدر آبی رنگ در نقشه نشان داده می شوند.یکی از ایرادهایی که بر این بازی وارد است این می باشد که شرکت Rockstarدست بازیباز را در این بازی بسته است.یعنی اینکه شما در شهر خیلی آزاد نیستید و بلافاصله بعد از اینکه یک دعوا اساسی راه بیندازید به طور عجیب و غریبی سر وکله ی پلیس پیدا می شود و شما را دستگیر می کند!!!!در شهر انواع ماشین ها و دوچرخه ها وجود دارند که شما فقط می توانید از دوچرخه برای رفت و آمد استفاده کنید البته باری برگشت به مدرسه می توانید از اتوبوس هم استفاده کنید.بازی دارای چند فصل می باشد که با پایان هر فصل زمان هم میگذرد و آب و هوا تغییر می یابد.مثلا در اواسط بازی فصل زمستان آغاز می شود و همه جا را برف می پوشاند و امکان برف بازی نیز وجود دارد!!نکات جزئی بازیBullyآن قدر زیاد است که نمی شود به همه ی آنها اشاره کرد.بهتر است خودتان آنها را کشف کنید.به سراغ گیم پلی بازی می رویم.گیم پلی بازی فوق العاده روان و بدون ایراد است و شما مشکلی برای هدایت جیمی نخواهید داشت.اما مثل همیشه گرافیک شاید یکی از ضعفهای این بازی باشد اما به نظر من حیف است ارزش این بازی را فقط به خاطر ضعف جزئی گرافیکی پایین بیاوریم.مثل همیشه این محصول Rockstarگرافیک جالب توجهی ندارد اما با این حال گرافیک بازی اصلا سطح پایین نیست و در بعضی مواقع هم قدرتمند جلوه می کند اما با این حال مسلما این بازی از نظر گرافیک تاب توان در برابر غول هایی مثلEAرا ندارد!!!گرافیک بازی کمی از بازی GTA:San Andreasبالاتر می باشد.صداگذاری بازی هم بدون نقص می باشد و هیچ ایرادی بر آن وارد نیست.دیالوگ هایی که بین افراد رد و بدل می شود بسیار واضح و روشن می باشد و افرادی که آشنایی زیادی با زبان انگلیسی ندارند هم می توانند معانی جملات را متوجه شوند.واقعا این بازی یک شاهکار فوق العاده از شرکتRockstarاست و اگر سری به سایتGamespotزده باشید در تحلیل اشاره شده بود که این بازی هیچ ایرادی ندارد و یک بازی بدون نقص می باشد و همچنین در آمریکا مجوز فروش را دریافت کرده است.هوش مصنوعی افراد به خصوص در دعواها و درگیری ها ضعیف می باشد.افراد در دعواها بسیار صعیف و بدون تفکر عمل می کنند . مجموع این بازی بی نظیر می باشد و یک شاهکار دیگر از شرکتRockstarرا است و ارزش بازی کردن و حداقل یکبار تمام کردن را دارد.ضمن آنکه بازی خیلی هم طولانی و بلند نیست بلکه درست در جایی تمام می شود که شما آرزو می کنید ای کاش بازی ادامه داشت!!به نظر من حتما این بازی را یک بار تجربه کنید چون ارزش آن را دارد.ولی صاحبان کامپیوتر فعلا باید صبر کنند تا ببینند آیا شرکتRockstarهمانند بازیGTA:SAپس از شش ماه از بیرون آمدن نسخه ی Bullyبرای کنسول ها دست به انتشار این بازی پر طرفدار برای کامپیوتر خواهند زند یا خیر؟؟
|
|
|
اگر در گذشته کارتون ها تنها سرگرم کننده بودند، امروزه اما کارتون ها ویژگی ها و نقش های متفاوتی را برعهده گرفته اند؛ آنها بخش عظیمی از صنعت سینما، هنر گرافیک کامپیوتری، موسیقی، دوبله و جلوه های ویژه را به خود اختصاص داده اند. آنها به تمام مراسم توزیع جوایز معتبر سینمایی نفوذ کرده بسیاری از این جوایز را از آن خود کرده اند، اما آیا می دانستید که انیمیشن قبل از سینما به وجود آمده است؟ بدین ترتیب، انیمیشن 10 سال قبل از اختراع سینما توسط برادران لومیر، متولد شد. در واقع انیمیشن را می توان مادر سینما نامید. نخستین مجموعه کارتونی مشهور، «گرتی دایناسور» بود که توسط وینسور مک کی ساخته شد و او بود که انیمیشن را به اوج رساند. والت دیزنی هم صدا را وارد دنیای انیمیشن کرد و نخستین فیلم های طولانی سینمایی و کارتونی را ساخت. بعدها این کارتون «تام و جری» نام گرفت. تام و جری هفت اسکار را در ظرف 10 سال از 1943 تا 1953 ربودند. تام و جری شخصیت های کارتونی پرتحرکی بودند که به شیوه اسلپ استیک ارائه می شدند. از فیلم های مطرح آنها می توان به این موارد اشاره کرد؛ «دردسر موش» (1944): درگیری بی پایان موش و گربه؛ آنها با هر چه دم دستشان است از سلاح سرد گرفته تا اسلحه گرم و سلاح های پیشرفته به هم شلیک می کنند و در آخر تام منفجر می شود!«کنسرت گربه» (1947): تام گربه، پیانیست باوقاری است که با اسموکینگ روی صحنه می آید، اما جری موشه درون پیانو خوابیده است. وقتی که تام نت ها را می نوازد، کلیدها به جری می خورد و جری از درون پیانو شروع به نواختن می کند و کنسرت تام را به هم می ریزد و سرانجام آنها علنا رودررو می شوند و ماجراهای خنده دار و مهیج می آفرینند. فیلم یکی از شاهکارهای انیمیشن است که برنده اسکار می شود. «تام و جری» هنوز هم یکی از محبوب ترین کارتون های دنیاست و نمونه های جدیدی هم از آن ساخته شده است. انیماتورها هم یک فیلم 5 - 4 دقیقه ای به عنوان تیتراژ ساختند که برای آن زمان طولانی بود، اما بعضی ها معتقد بودند که این تیتراژ از خود فیلم بهتر است. سرانجام ساخت مجموعه ای از کارتون های پلنگ صورتی توسط شبکه ABC انجام گرفت. ویژگی پلنگ صورتی این بود که به دیالوگ نیازی نداشت و دوبله هم نمی خواست و به همین دلیل می توانست در همه جای دنیا با مخاطبانش ارتباط برقرار کند؛ کارتون ها معمولا 6 دقیقه ای بودند. چهره پلنگ صورتی بی تفاوت بود و خنده و گریه اش را نمی دیدیم؛ چیزی که در کارتون های دیزنی دیده نمی شد. آن پلنگ لاغر و بلند با ریتم راه رفتن معروفش هنوز در یادها مانده است. بعدها «هنری مانچینی» یک موسیقی به یادماندنی هم برای آن ساخت. او حتی کارش را آنقدر وسعت داد که با برقراری سیستم های مدیریتی نوینی که ایجاد کرد، پارک ها و مراکز تفریحی و گردشگری اش را به مراکزی نمونه و بی نظیر تبدیل ساخت. در این مجال، پرداختن به تمام کارتون ها و دنیای شگفت انگیز و رویایی او میسر نیست اما بعضی از انیمیشن های کلاسیک و معدودی از محصولات جدید کمپانی دیزنی معرفی می شود؛ |
ایکس باکس خراب ؟
اگر از کنسول ایکس باکس مایکروسافت استفاده می کنید آنرا آپدیت (update) پاییزی نکنید . بر طبق خبرهای منتشر شده ایکس باکس هایی که آپدیت پاییزی شده اند همگی خراب شده اند . البته مایکروسافت اعلام کرده فقط ایکس باکس هایی که سی دی کپی می خوانند دچار این مشکل می شوند اما در بعضی نقاط گزارش از ایکس باکس ها کپی خور نشده ای که خراب شده اند هم شنیده می شود

بله capcom به تازگی اعلام کرده که می خواهد سری چهارم این بازی محبوب را بسازد , بر اساس مسئولان این شرکت قهرمان بازی Dante نیست بلکه نرو (Nero) است و دانته نقش منفی این بازی است . در دموی پخش شده حاکی از پیشرفت گرافیکی بازی است و علاوه بر آن بازی با جزئیات گرافیکی زیبا به نمایش درآمده .
من یک مدتی بود که نبودم دلیلش یک سری امتحانات بود ولی الان برگشتم
در مورد بخش دوز و کلک می توانم بگویم که طرز کار آن اینگونه است که اگر شما رمزی از بازی های کامپیوتر را خواستید در بخش نظرات اولین مطلب قرار می دهید و من هم سعی می کنم آن رمز را برای شما در پست بعدی بنویسم.
اما دوستانی که از طرفداران بازی های اکشن شبیه سری بازی های Hit man هستند بگویم که تیم سازنده ی این سری بازی که در در شرکت IO int کار میکنند َ فعالیت خود را خود را بر روی پروژه ای به نام KANE & LYNCH : dead men آغاز کرده اند و ناشرشان یعنی Eidos در این راه آن ها را همراهی میکند . در پست بعدی در مورد این بازی بیشتر صحبت می کنیم.
پروژه ی بعدی که بعدها درباره ی آن بیشتر صحبت می کنیم Bully است که سازنده اش Rockstar سازنده ی سری بازیهای مشهور GTA است که در مورد این بازی تیز بعدها توضیح خواهد داده شد.
فیلم اصطلاحی است که بطور عام شامل تصاویر متحرک و همچنین زمینه می گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی بطور تاریخی عنصر اساسی ضبط رسانه و پخش تصاویر متحرک بحساب می آمده است. تولید فیلمها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آنها از طریق تکنیکهای انیمیشن و / یا جلوه های ویژه میباشد. فیلمها از مجموعهای از قاب های انفرادی تشکیل شدهاند که زمانی که بسرعت و پشت سرهم نمایش داده میشوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود میآورند. بر اثر پدیدهای بنام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ میکنند، چشمک های بین تصاویر ، قابل رویت نیستند. همچنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می گردد. این اثر روانی بنام حرکت بتا معروف است. از نظر اکثر انسان ها، فیلم از انواع مهم هنر بشمار می آید. فیلم ها قابلیت سرگرم کردن، آموزش، روشنگری والهام بخشیدن به حضار را داراست. عوامل دیداری سینما نیاز به هیچ نوع ترجمه نداشته و قدرت ارتباطات جهانی را به یک محصول تصویر متحرک می بخشند. هر فیلم قابلیت جذب مخاطبان جهانی را دارد بخصوص اگر از تکنیک هایددوبله و یا زیر نویس که گفتار را ترجمه می سازد، بهره جسته باشد. فیلم ها همچنین محصولاتی هستند که توسط فرهنگ های مشخص تولید گشته و آن فرهنگ ها را منعکس و در برابر از آنها تاثیر می پذیرد.
در اوایل دهه 1860 با استفاده از وسایلی مانند زووپ و ژراکینوسکوب، مکانیزم های تولید مصنوعی بوجود آمده و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش در آمدند. ماشین های فوق الذکر انواع تکامل یافته ابزار های ساده اپتیکی (مانند توری های سحر آمیز) بودند. این ابزار قابلیت نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر بشکل متحرک بنظر می رسیدند. این پدیده ماندگاری منظرنام گرفت. طبیعتا، تصاویر می بایست بطور دقیق طراحی می شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند- به همین منظور اصول زیر بنائی خاصی بعنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند.
با پیشرفت فیلم سلوئوید برای مقاصد عکاسی ثابت، امکان گرفتن اشیاء متحرک در زمان حرکت، نیز میسر گردید. در مراحل اولیه فن آوری گاهی لازم است که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاهی مخصوص را نگاه کند. در سال های دهه 1880، با معرفی دوربین تصویر متحرکامکان گرفتن تصاویر انفرادی و ضبط آنها بروی یک حلقه واحد فراهم آمد که سریعا به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. کار این دستگاه گذراندن نور از فیلم پردازش و چاپ شده و نهایتا بزرگ نمائی " اجرای تصاویر در حال حرکت" بروی پرده جهت رویت تمام حاضران بود. این حلقه های فیلم های نمایش داده شده بنام "تصاویر متحرک" معروف شدند. اولین فیلم های تصویر متحرک حالت استاتیک صحنه داشتند که در آن ها یک حادثه یا عمل بدون هیچگونه ویرایشکردن و یا دیگر تکنیک های سینمائی، به نمایش در می آمدند.



